هدف پژوهش حاضر واکاوی وضع کنونی برنامه های درسی رشتۀ مهندسی کامپیوتر، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد، است. حوزۀ پژوهش شامل همۀ اعضای هیئت علمی و دانشجویان رشتۀ مهندسی کامپیوتر بود که ازطریقِ نمونهگیری هدفمند از نوع ملاکمحور انتخاب شدند. دادهها ازطریقِ مصاحبۀ نیمه ساختاریافته با 11 دانشجو و 16 عضو هیئت علمی جمع آوری شد. به منظور تحلیل دادهها، از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده کردیم. برای تأمین روایی و پایایی، از معیارهای گوبا و لینکن استفاده کردیم. یافته های پژوهش نشاندهندۀ 22 مفهوم محوری و 8 مقولۀ منتخب است که در قالب الگویی، شامل برنامۀ درسی ناسازگار با تحولات به عنوان شرایط محوری، شرایط علّی (تمرکزگرایی در طراحی، تدوین نامناسب و اجرای معیوب برنامه های درسی)، عوامل زمینه ای (زمینۀ ابعاد رفتاری، زمینه های سیاسی و زمینه های محیطی)، راهبردهای پیشنهادی (تأسیس دانشکدگان موضوعی، ترویج مطالعات تطبیقی، شبکه سازی، واگذاری اختیار به دفترهای برنامه ریزی آموزشی دانشگاه و طراحی باز برنامۀ درسی رشتۀ مهندسی کامپیوتر)، عوامل مداخله ای (نیازسنجی، مؤلفه های ساختاری، استانداردهای آموزشی پژوهشی و پایگاه علمی رشتۀ مهندسی کامپیوتر) و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی برنامه درسی) سازمان یافت. با توجه به یافته ها، نتیجه می گیریم که بهبود برنامه های درسی رشتۀ مهندسی کامپیوتر نیازمند طراحی باز و مشارکتیِ برنامه های درسی و ایجاد دانشکدگان مهندسی کامپیوتر در دانشگاه هاست.